وجدان چیست؟ به زبان ساده راهنمای درونی برای مسئولانه تر زندگی کردن

دکتر میوه: وجدان توانایی انسان برای تشخیص و ارزیابی اخلاقی رفتارهای خودش و احساس مسئولیت در مقابل درست یا ناصحیح بودن آن هاست. وجدان سالم قرار نیست دائماً انسان را سرزنش کند؛ بلکه باید به او کمک نماید اشتباهاتش را ببیند، مسئولیت آنها را قبول کند و در صورت امکان جبران کند.
به گزارش دکتر میوه به نقل از خبر آنلاین همه ما گاهی در موقعیتی قرار گرفته ایم که می دانستیم انجام دادن کاری درست نیست؛ حتی اگر هیچ کس اطرافمان نباشد که رفتار ما را ببیند یا مجازاتمان کند. شاید در چنین لحظه ای چیزی در درونمان بگوید: «این کار درست نیست.» گاهی نیز بعد از انجام رفتاری که با ارزش های ما سازگار نبوده است، احساس ناراحتی، پشیمانی یا عذاب می نماییم.
این تجربه ها به طور معمول با واژه ای به نام وجدان توصیف می شوند.
اما وجدان دقیقا چیست؟ آیا همان صدای درونی ماست؟ آیا از بدو تولد در وجود انسان قرار دارد؟ آیا همه انسان ها وجدان یکسانی دارند؟ و چرا گاهی میان چیزی که وجدانمان می گوید و چیزی که خودمان می خواهیم، تضاد ایجاد می شود؟
وجدان به زبان ساده یعنی چه؟
در ساده ترین تعریف، وجدان توانایی انسان برای ارزیابی اخلاقی رفتارها و تصمیم های خودش است.
وقتی فردی احساس می کند کاری درست یا نادرست است و بعد از رفتار خود احساس رضایت، ناراحتی، گناه یا پشیمانی پیدا می کند، به طور معمول قسمتی از این تجربه را به وجدان نسبت می دهیم.
برای مثال، تصور کنید فروشنده ای به اشتباه مبلغ زیادتری به شما برمی گرداند و هیچ کس نیز متوجه این اشتباه نشده است. شما می توانید پول را برای خود نگه دارید، اما امکان دارد در درونتان احساس کنید این مبلغ متعلق به شما نیست. اگر پول را به فروشنده برگردانید، احیانا آرامش بیشتری خواهید داشت.
این موقعیت ساده، نمونه ای از چیزی است که در زندگی روزمره «وجدان» می نامیم.
آیا وجدان یک صدای حقیقی در ذهن است؟
وقتی می گوییم «وجدانم به من گفت این کار را نکن»، به طور معمول منظورمان صدایی حقیقی یا موجودیتی مستقل در ذهن نیست.
وجدان بیشتر به مجموعه ای از موارد زیر اشاره دارد:
ارزش ها و باورهای اخلاقی؛ احساس مسئولیت؛ توانایی تشخیص درست و نادرست؛ همدلی با دیگران؛ و قضاوت درونی در رابطه با رفتار خود.
انسان هنگام تصمیم گیری فقط از خود نمی پرسد «چه چیزی به سود من است؟»؛ بلکه امکان دارد پرسش های دیگری نیز داشته باشد:
آیا این کار درست است؟ آیا به کسی لطمه می زنم؟ اگر کسی با من همین رفتار را می کرد، چه احساسی داشتم؟ آیا بعداً از تصمیم خودم راضی خواهم بود؟ آیا حاضر هستم رفتارم را برای دیگران توضیح بدهم؟
این پرسش ها قسمتی از فرآیند اخلاقی و درونی هستند که با مفهوم وجدان ارتباط دارند.
وجدان چطور شکل می گیرد؟
یکی از پرسش های مهم این است که آیا وجدان از ابتدا بشکل کامل در انسان وجود دارد یا کم کم ایجاد می شود.
در نگاه خیلی از روان شناسان و فیلسوفان، وجدان در طول رشد انسان و تحت تأثیر عوامل مختلف شکل می گیرد. خانواده، فرهنگ، آموزش، تجربه های شخصی، روابط اجتماعی و ارزش هایی که فرد در زندگی با آنها مواجه می شود، در تشکیل معیارهای اخلاقی او نقش دارند.
کودکی را تصور کنید که بارها از والدین خود می شنود:
نباید به دیگران لطمه بزنی.
این پیام امکان دارد به مرور از یک دستور بیرونی به معیاری درونی تبدیل گردد. فرد در بزرگسالی، حتی زمانیکه هیچ کس حضور ندارد، خودش را برمبنای همان معیار ارزیابی می نماید.
بنابراین، قسمتی از چیزی که «وجدان» می نامیم، حاصل درونی شدن ارزش ها و قواعد اخلاقی است.
البته این مورد به آن معنا نیست که تمام جنبه های اخلاقی رفتار انسان فقط از محیط گرفته می شوند. توانایی های اولیه ای مانند همدلی، توجه به دیگران و واکنش به ناراحتی اطرافیان نیز می توانند در راه رشد اخلاقی نقش داشته باشند.
تفاوت وجدان با ترس چیست؟
گاهی رفتاری که آنرا اخلاقی می دانیم، در حقیقت از ترس دستاوردهای آن ناشی می شود.
فرض کنید دانش آموزی تقلب نمی کند؛ اما نه به این علت که تقلب را نادرست می داند، بلکه چون می ترسد معلم متوجه شود و او را تنبیه کند. در این شرایط، عامل اصلی رفتار او ترس از مجازات است، نه الزاماً قضاوت اخلاقی درونی.
حالا شرایط دیگری را تصور کنید: دانش آموز مطمئن است هیچ کس متوجه تقلب او نمی گردد، اما باز هم این کار را انجام نمی دهد؛ برای اینکه احساس می کند تقلب نادرست است.
در این حالت، نقش وجدان و قضاوت اخلاقی درونی پررنگ تر است.
این تفاوت اهمیت دارد؛ برای اینکه اخلاقی بودن رفتار فقط به کاری که فرد انجام می دهد وابسته نیست، بلکه دلیل انجام دادن یا ندادن آن کار نیز مهمست.
آیا وجدان همیشه درست می گوید؟
نه، لزوماً.
یکی از اشتباه های رایج این است که تصور نماییم هر احساسی که آنرا «صدای وجدان» می نامیم، حتما از نظر اخلاقی درست است. وجدان می تواند تحت تأثیر تربیت، فرهنگ، ترس، باورهای نادرست و تجربه های گذشته قرار بگیرد.
برای مثال، امکان دارد فردی از کودکی یاد گرفته باشد که «نه گفتن به دیگران» خودخواهی است. وی در بزرگسالی، حتی زمانیکه حق دارد از دیگران فاصله بگیرد یا درخواست نامناسبی را رد کند، احساس گناه می کند.
آیا این احساس گناه حتما نشان میدهد که رفتار او غیراخلاقی بوده است؟ نه.
در اینجا امکان دارد فرد چیزی را به نام وجدان تجربه کند، در حالیکه آن احساس بیشتر نتیجه یک باور قدیمی یا آموزش نادرست است.
به همین دلیل، گاهی ضروری است علاوه بر توجه به احساس درونی، باورهای پشت آن احساس را نیز بررسی نماییم.
وجدان سالم چه خصوصیت هایی دارد؟
وجدان سالم به این معنا نیست که انسان هیچ گاه اشتباه نکند یا همیشه احساس گناه داشته باشد. برعکس، یک وجدان سالم باید به فرد کمک کند:
مسئولیت رفتار خویش را بپذیرد؛ وقتی به کسی لطمه زده است، اشتباه خویش را ببیند؛ برای جبران خطا تلاش کند؛ میان خواسته های شخصی و حقوق دیگران تعادل برقرار کند؛ از تکرار رفتار نادرست جلوگیری کند؛ و بدون تحقیر کردن خودش، رفتار اشتباه را اصلاح نماید.
در مقابل، احساس گناه شدید و مداوم امکان دارد فرد را به جای اصلاح رفتار، وارد چرخه سرزنش خود کند.
برای مثال، دو نفر را درنظر بگیرید که هر دو به دوستشان دروغ گفته اند.
نفر اول می گوید:
کار اشتباهی کردم. باید عذرخواهی کنم و تلاش کنم باردیگر آنرا تکرار نکنم.
نفر دوم می گوید:
من آدم بدی هستم و هیچ گاه درست نمی شوم.
هر دو امکان دارد احساس گناه داشته باشند، اما واکنش نفر اول بیشتر به مسئولیت پذیری و اصلاح رفتار نزدیک است؛ در حالیکه نفر دوم درگیر خودسرزنشگری شده است.
رابطه وجدان و احساس گناه چیست؟
وجدان و احساس گناه با یکدیگر ارتباط دارند، اما یکی نیستند.
وجدان بیشتر به توانایی ارزیابی اخلاقی رفتار مربوط می شود، در حالیکه احساس گناه یک حالت هیجانی است که امکان دارد بعد از تشخیص رفتار نادرست ایجاد شود.
برای مثال، فردی متوجه می شود با حرف خود دوستش را ناراحت کرده است. این تشخیص اخلاقی امکان دارد موجب احساس گناه شود و سپس او را به عذرخواهی و جبران رفتار سوق دهد.
در این حالت، احساس گناه می تواند کارکردی مثبت داشته باشد؛ برای اینکه فرد را به اصلاح رفتار تشویق می کند.
اما اگر احساس گناه شدید، مداوم یا نامتناسب باشد، امکان دارد دیگر به اصلاح کمک نکند و فقط موجب اضطراب، فرسودگی روانی و سرزنش مداوم خود شود.
تفاوت وجدان با شخصیت چیست؟
شخصیت مفهومی گسترده است و خصوصیت هایی مانند شیوه تعامل با دیگران، میزان برون گرایی، هیجان پذیری، سبک تصمیم گیری و واکنش های عاطفی را دربرمی گیرد.
وجدان یکی از جنبه های اخلاقی و درونی انسان است و نباید آنرا با تمام شخصیت فرد یکی دانست.
ممکن است فردی شخصیتی آرام داشته باشد، اما در مسایل اخلاقی خیلی سختگیر باشد. فرد دیگری نیز امکان دارد اجتماعی و خوش مشرب باشد، اما در تعدادی تصمیم های اخلاقی عملکرد ضعیف تری داشته باشد.
بنابراین، نمی توان فقط برمبنای ظاهر، رفتار اجتماعی یا سبک شخصیتی یک فرد در رابطه با وجدان او قضاوت کرد.
چند مثال ساده از وجدان در زندگی روزمره پیدا کردن کیف پول
فرض کنید در خیابان کیف پولی پیدا می کنید که مقدار زیادی پول در آن است و هیچ کس نیز شما را نمی بیند.
می توانید کیف را برای خود نگه دارید، اما گزینه دیگر این است که بدنبال صاحب آن بگردید یا کیف را به مرجع مناسبی تحویل دهید.
در این موقعیت، سؤال فقط این نیست که «چه کاری می توانم انجام دهم؟»؛ بلکه سؤال اخلاقی مهم تری مطرح می شود:
چه کاری درست است؟
کمک کردن بدون دیده شدن
فردی در خیابان به کمک نیاز دارد و شما به او کمک می کنید؛ در حالیکه هیچ کس متوجه این کار نمی شود و پاداشی نیز دریافت نمی کنید.
این موقعیت نشان میدهد که رفتار اخلاقی همیشه برای دریافت تشویق، تأیید اجتماعی یا پاداش صورت نمی گیرد.
بازگرداندن وسیله ای که اشتباهی دریافت کرده ایم
اگر در یک فروشگاه یا محل کار وسیله ای بیش از مقدار خرید خود دریافت نماییم، امکان دارد بتوانیم آنرا نزد خود نگه داریم. اما وجدان و احساس مسئولیت اخلاقی امکان دارد ما را به بازگرداندن آن وسیله تشویق کند.
وجدان در فلسفه
وجدان فقط موضوعی روان شناختی نیست و فیلسوفان نیز قرن ها در رابطه با ماهیت آن بحث کرده اند.
در فلسفه اخلاق، پرسش هایی از این دست مطرح می شود:
انسان چطور خوب و بد را تشخیص می دهد؟ آیا اخلاق از درون انسان سرچشمه می گیرد یا از جامعه و تربیت آموخته می شود؟ آیا انسان باید همیشه از قضاوت اخلاقی درونی خود پیروی کند؟ نقش عقل، احساس، همدلی و تجربه در تصمیم اخلاقی چیست؟
برخی دیدگاه های فلسفی بر عقل و استدلال اخلاقی تاکید دارند و برخی دیگر نقش احساس، همدلی و عاطفه را مهم تر می دانند.
به همین دلیل، وجدان مفهومی میان رشته ای است و می توان آنرا از زاویه فلسفه، روان شناسی، علوم شناختی و جامعه شناسی بررسی کرد.
آیا همه انسان ها وجدان یکسانی دارند؟
خیر. امکان دارد رفتاری در یک فرهنگ پذیرفته شده باشد و در فرهنگی دیگر نادرست تلقی شود. حتی در یک جامعه نیز افراد در رابطه با برخی مسایل اخلاقی دیدگاه های متفاوتی دارند.
با این حال، تفاوت های فرهنگی به این معنا نیست که انسان ها هیچ معیار اخلاقی مشترکی ندارند. رفتارهایی مانند لطمه زدن عمدی به دیگران، خیانت، فریب و بی عدالتی در خیلی از جوامع با واکنش منفی مواجه می شوند؛ هرچند شکل و شدت این قضاوت ها امکان دارد متفاوت باشد.
بنابراین، وجدان فردی هم از خصوصیت های شخصی تأثیر می گیرد و هم از زمینه اجتماعی و فرهنگی.
آیا می توان وجدان را تقویت کرد؟
وجدان را نمی توان مانند یک ماهیچه تنها با یک تمرین ساده قوی کرد، اما می توان توانایی قضاوت اخلاقی و مسئولیت پذیری را پرورش داد.
هنگام تصمیم گیری های مهم می توان از خود پرسید:
آیا این کار به کسی لطمه می زند؟ اگر دیگران همین رفتار را با من انجام دهند، آنرا منصفانه می دانم؟ آیا مسئولیت رفتار خودم را می پذیرم؟ آیا تصمیم من فقط برمبنای منفعت شخصی است؟ آیا برای رسیدن به هدفم حق دیگران را نادیده گرفته ام؟ آیا احساس گناه من به رفتار واقعا نادرستی مربوط است یا از یک باور قدیمی ناشی می شود؟ آیا امکان جبران اشتباه وجود دارد؟
این پرسش ها کمک می کنند میان وجدان اخلاقی، ترس، شرم، عادت و فشار اجتماعی تفاوت بگذاریم.
وجدان بهتر است یا قانون؟
وجدان و قانون یکسان نیستند.
قانون مجموعه ای از قواعد رسمی است که جامعه برای تنظیم رفتار افراد تعیین می کند. امکان دارد کاری قانونی باشد، اما از نظر اخلاقی همچنان محل بحث قرار گیرد.
برای مثال، فردی امکان دارد از یک خلأ قانونی برای رسیدن به منفعت شخصی استفاده نماید. شاید این رفتار به صورت مستقیم مغایر قانون نباشد، اما همچنان می توان در رابطه با عادلانه یا اخلاقی بودن آن پرسش کرد.
از سوی دیگر، گاهی قضاوت اخلاقی افراد با قانون موجود در تضاد قرار می گیرد. چنین موقعیت هایی در طول تاریخ به بحث هایی در رابطه با عدالت، اصلاح قوانین و نافرمانی مدنی منجر شده اند.
بنابراین، وجدان جایگزین قانون نیست؛ اما می تواند ما را وادار کند در رابطه با درست و نادرست بودن رفتارها فراتر از صرفا قانونی بودن آنها فکر نماییم.
جمع بندی
وجدان را می توان یکی از مهم ترین جنبه های زندگی اخلاقی انسان دانست. به زبان ساده، وجدان همان توانایی ما برای نگاه کردن به رفتار خود و پرسیدن این سؤال است:
آیا کاری که انجام دادم درست بود؟
وجدان فقط احساس گناه نیست و یک صدای مرموز در ذهن نیز به شمار نمی آید. این مفهوم به مجموعه ای از قضاوت های اخلاقی، ارزش ها، احساس مسئولیت و واکنش های درونی ما نسبت به رفتارها مربوط می شود.
وجدان در طول رشد انسان شکل می گیرد و از عواملی مانند تربیت، فرهنگ، تجربه و روابط اجتماعی تأثیر می پذیرد. به همین دلیل، امکان دارد وجدان افراد در تعدادی مسایل با یکدیگر تفاوت داشته باشد.
وجدان سالم قرار نیست دائماً انسان را سرزنش کند؛ بلکه باید به او کمک نماید رفتار خویش را ببیند، مسئولیت اشتباهاتش را قبول کند و در صورت امکان آنها را اصلاح نماید.
به همین دلیل، می توان گفت وجدان سالم نه ابزاری برای تحقیر انسان، بلکه راهنمائی درونی برای مسئولانه تر زندگی کردن است.
57
منبع: دكتر میوه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب